نهاد ناآرام انسان – خبرآنلاین

نهاد ناآرام انسان – خبرآنلاین



علی زمانیان:ناآرامی، سهم اجتناب ناپذیر هر انسانی است. گرچه میزان و رنگ و بوی ناآرامی و بی قراری درونی آدمیان با هم متفاوت است، اما هر آن که متولد می‌شود، با درونی ناآرام به آوردگاهی به نام زندگی پا می‌گذارد. سپس و بتدریج بر ناآرامی‌هایش می‌افزاید و در امواج سهمگین و متلاطم ناآرامی درونش، بالا و پایین می‌شود. دریایی که گاهی آرام و سپس موجی برآمده از دور دست‌ها صخره‌ی آرامش درون را در هم می‌ریزد و دوباره آرامشی موقت بر سرزمین وجود آدمی طلوع می‌کند. طلوعی ناپایدار که به زودی در غروب، محو می‌گردد.

 

 وقتی به تاریخ انسان نظر می‌افکنیم و یا سر در احوال وجودی خویش می‌بریم، به نحو تجربی و حضوری درمی‌یابیم که گویی انسان، نهادی ناآرام دارد و آشفتگی و بی قراری در سرشت غمگین بشر خانه دارد. در می‌یابیم که انسان، حیوان ناآرام است. درمی‌یابیم همچون برده‌ای گرفتار میان اربابانی است که هر یک فرمانی متضاد با دیگری صادر می کند و نمی داند باید کدام فرمان را اجرا کند. آن چه در این میان از دست می‌رود آرامشِ درون است.

 ناآرامی‌ها انواع و گونه‌های متفاوتی دارد.

1. کمی به باورها و اعتقادات‌مان توجه کنیم، جدال و نزاعی عمیق میان باورها را کشف می‌کنیم. متوجه می‌شویم که “شبکه‌ی باور” ما که فکر می کردیم ستبر و محکم و هماهنگ است، چقدر ناموزون و ناسازگار و آشفته است. باوری، باور دیگر را نادیده می‌گیرد و آن یکی در تناقض با دیگری است. کشمکشی جدی و گسترده در عرصه‌ی باورها و اعتقادات ما جریان دارد که نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم. در می‌یابیم که باورهای ما در جنگ و جدال با یکدیگرند، باورهای دینی و غیر دینی با یکدیگر، باورهای اخلاقی با اعتقادات مذهبی، باورهای دینی با خودشان، باورهای علمی با باورهای دینی، باورهای ناشی از تجربه‌های زیسته با سایر باورها مواجهاتی خصمانه با یکدیگر دارند. یافته‌های شناختی و معرفتی ما در ستیز با باورهای سنتی و ارثی، آرامش را از ما می‌گیرد. درون هر انسان، آتشی در آوردگاه باورهایش شعله می‌کشد و دودش چشم آرامش را می‌آزارد. وقتی چنین می‌شود ترجیح می دهد، چشم را بر این نزاع بربندد. خودش را به نشنیدن و ندیدن بزند. از افتادن در تله‌ی نزاع باورها با یکدیگر پرهیز کند و حتی خودش را به غفلت بزند و  فریب دهد. اما آن چشمه ی بی قراری و ناآرامی می جوشد و رفتارها و ایده ها و زندگی را به آشوب می‌کشد.

2. از پیکار باورها و اعتقادات چشم می‌پوشیم و به عرصه ی احساسات و عواطف نظر می‌افکنیم. اما همهمه‌ی ناشی از تقابل احساسات و عواطف با یکدیگر نگرانمان می‌کند. در رویایی عواطف با یکدیگر، خشمگین می‌شویم، سپس عذاب ناشی از این خشم، دامن ما را می‌گیرد. از سویی مهر می‌ورزیم و از سوی دیگر کین‌توزانه عمل می‌کنیم. مشفقانه رفتار می‌کنیم و گاهی حسادتِ تلخ بر جان ما می‌نشیند. عواطف مثبت و منفی، هر یک در احوالی بر ما غالب می‌شود و نهاد ما را ناآرام می‌کند. عاطفه‌ای، ما را به بخشش و شفقت دعوت می‌کند و عاطفه ای دیگر ما را به سمت خشم و انتقام می کشاند.

1717

منبع: خبر آنلاین

3 هفته ago

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *